Farsi Abstracts

Editorial

10.22034/ijpp.2019.683174

 
 
تاثیر اتفون بر رشد و عملکرد سورگوم شیرین در مراحل مختلف رشد
 
سومارت یوسوکینگساتاپورن* و سومیوت دتپیراتمونگکول
 
گروه تکنولوژی تولیدات گیاهی ، دانشگده تولیدات کشاورزی ، انستیتو شاه مونگوت ، لادکرابانگ ، بانکوک ، تایلند ،10520
 
* عهده دارمکاتبات teetechno30@gmail.com
 
 
چکیده فارسی
 اطلاعات کمی در مورد تأثیر اتفون ، هورمون رسیدن به بر عملکرد سورگوم شیرین در تایلند وجود دارد. بنابراین ، این مطالعه با هدف ارزیابی تأثیر هورمون اتفون در مراحل مختلف رشد سه رقم سورگوم شیرین بر رشد و عملکرد آن انجام شد. این آزمایش از دسامبر 2016 تا مه 2017 در یک نقشه تحقیقاتی از دانشکده فناوری کشاورزی ، انستیتوی فناوری King Mongkut ، لادکرابنگ ، بانکوک ، تایلند انجام شد. این آزمایش به صورت طرح کرت پلات با سه تکرار طراحی شده است. سه رقم سورگوم شیرین (اتانول 2 ، KKU 40 ، و کولی) در طرح اصلی کاشته شد. در پنج مرحله از رشد این ارقام از اتفون استفاده شد: مرحله سری ، مرحله خوشه ، مرحله شیری ، مرحله خمیر ، مرحله برداشت. برنامه های اتفون در آن مراحل و کنترل بدون درمان برنامه های فرعی بودند. نتایج نشان داد که رقم اتانول 2 نسبت به نمونه های KKU 40 و Cowley از رشد بالاتر ، ارتفاع گیاه ، قطر ساقه ، عملکرد دانه ، وزن تر ساقه و عملکرد ، عملکرد عصاره آب و میزان قند برخوردار است. کاربرد اتفون در مرحله سری ، کمترین قطر ساقه ، عملکرد دانه ، وزن تر ساقه و عملکرد را داشت ، در حالی که استفاده از آن در مرحله برداشت بیشترین عملکرد قند را داشت. ارتباط معنی داری بین ارقام سورگوم شیرین و مراحل رشد که در آن از آهن استفاده نشده است وجود دارد. براساس این نتایج ، می توان نتیجه گرفت که رقم اتانول 2 باید در مرحله برداشت با هورمون اتفون درمان شود.
 
کلمات کلیدی:  ذرت  شیرین  ،رشد ، تولید ، اتفون ، مرحله برداشت  
 
 
 
 
 
 
 
 
بررسی اثر پایه ها بر روی قندها و اسیدها و کارتنوئیدها و کلروفیل ها و اتیلن نارنگی
ساتسوما(Citrus unshiu)
 
بهزاد بابازاده درجزی*1 و مژگان فرزامی سپهر  2 و بهروز گلعین  3
1گروه باغبانی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
2 گروه زیست شناسی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران
3 موسسه تحقیقات مرکبات کشور، رامسر، ایران
 
* عهده دارمکاتبات : babazadeh@riau.ac.ir
 
چکیده فارسی
 
تحقیقات نشان داده اند که نسبت قندها به اسید ها بر روی طعم خاص میوه های مرکبات تاثیر می گذارد. از سوی دیگر، کاروتنوئیدها نیز برای کاهش سرطان، آب مروارید و بیماری های قلبی  مفید شناخته شده اند. به نظر می رسد برخی از پایه ها باعث افزایش رسیدن میوه ها و تحریک بیوسنتز قندها و کاروتنوئیدها می شوند. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر پایه ها بر روی قندها، اسیدها و کاروتنوئیدهای میوه می باشد. میزان قندها و اسیدهای موجود در میوه ها با استفاده از HPLC ارزیابی شد. اسیدیته کل (TA)، جامدات محلول (TSS) و مقدار pH آبمیوه نیز مورد بررسی قرار گرفت. میزان کل کاروتنوئید و کلروفیل با استفاده از یک اسپکتروفتومتر اندازه گیری شد. میزان اتیلن در میوه ها توسط کروماتوگرافی گازی تعیین گردید. تجزیه و تحلیل HPLC امکان شناسایی سه قند و دو اسید را در ابمیوه فراهم کرد. ساکارز ترکیب اصلی برای تمام  پایه ها بود. مقدار قندهای کل از 54/93 میلی گرم در میلی لیتر (فلایینگ دراگون) تا 54/111 میلی گرم بر میلی لیتر (سوینگل سیتروملو) و مقدار اسیدهای کل از 50/9 میلی گرم بر میلی لیتر (پونسیروس) تا 45/11میلی گرم بر میلی لیتر (فلایینگ دراگون) و مقدار اسید آسکوربیک از 20/0 میلی گرم بر میلی لیتر (فلایینگ دراگون) تا 32/0 میلی گرم بر میلی لیتر (نارنج) و مقدار pH از 14/3 (فلایینگ دراگون) تا 50/3 (پونسیروس) و میزان   TSS از 70/10  درصد (فلایینگ دراگون) تا 10/11 درصد (سوینگل سیتروملو)  و TSS / TA از 75/11 (فلایینگ دراگون) تا 45/13 (پونسیروس) و میزان آبمیوه از 18/52 درصد (فلایینگ دراگون) تا 63/55 درصد (نارنج) و  مقدار تولید میوه از 15 کیلوگرم در هر درخت (پونسیروس) تا 115 کیلوگرم در هر درخت (سوینگل سیتروملو) و مقدار کل کاروتنوئیدها از 09/0 (سوینگل سیتروملو) تا 15/0 (نارنج و فلایینگ دراگون) میلی گرم در هر گرم وزن خشک  متغیر بود. در میان چهار پایه مورد مطالعه، پایه سوینگل سیتروملو باعث بیشترین مقدار قند و TSS شد. به عنوان نتیجه کلی  از این تحقیق، می توانیم بیان کنیم که پایه ها می توانند مقدار قندها، اسیدها  و کاروتنوئیدهای موجود در میوه را تحت تاثیر قرار دهند.
 
 
کلمات کلیدی: کارتنوئیدها ، پایه های مرکبات ، اتیلن ، اسیدها ، قندها
 
 
 
 
 
پاسخهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی ذرت مستقیم بذر و پیوند شده (Zea mays L.  )با ریزوباکتری های تقویت کننده گیاه (PGPR)تحت فشار آبیاری تهیه شده
 
سعید رضا زاده 1 ، محمد نبی ایلکایی1* ، فیاض آقایاری1 ، فرزاد پاکنژاد1 و مهدی رضایی2
1.گروه زراعت و اصلاح نباتات ، دانشگاه ازاد اسلامی ، واحد کرج ، کرج ، ایران
2. گروه کشاورزی ، دانشگاه تکنولوژی شاهرود ، شاهرود ، ایران
 
* عهده دارمکاتبات : ilkaeemohammadnabi@gmail.com
 
چکیده فارسی
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ریزوباکتری های تقویت کننده رشد گیاه (PGPR) بر خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی ذرت  (Zea mays L.)در روشهای مختلف کشت تحت تنش آبی است. این آزمایش به صورت طرح کرتهای خرد شده (شامل طرح تنش آبی) (تنش آبی (سیراب ، استرس خفیف و استرس شدید) به عنوان طرح اصلی و همچنین کشت (پیوند و بذر مستقیم) و کاربرد (PGPR)تلقیح نشده و تلقیح شده با (سودوموناس پوتیدا) به عنوان طرحهای فرعی انجام شد.  تنش آبی باعث کاهش عملکرد بیولوژیکی و هسته ای شد. در بذور مستقیم و بدون استفاده از سودوموناس ، استرس شدید در مقایسه با شرایط آبیاری شده 37٪ عملکرد هسته را کاهش داد. تنش آب منجر به کاهش معنی دار کلروفیل شد. اما ، با استفاده از سودوموناس افزایش یافت. در گیاهان پیوندی ، آب تمیز و استفاده از سودوموناس باعث افزایش کلرید شد. a + b 41٪ نسبت به استرس شدید و بدون استفاده از سودوموناس. فعالیتهای کاتالاز (CAT) و سوپراکسید دیسموتاز (SOD) به تدریج با افزایش استرس آب افزایش یافت. در گیاهان پیوندی که با سودوموناس تلقیح شده اند ، استرس شدید در مقایسه با گیاهان آبرسان ، 23 درصد از میزان نسبی آب (RWC) را 23 درصد کاهش داد. در گیاهان پیوند شده با سودوموناس تلقیح شده ، استرس شدید در مقایسه با گیاهانی که به خوبی آبیده بودند ، 46 درصد مالون دی آلدهید (MAD)را افزایش داد. محتوای فنلی کل (TPC)و کل فلاونوئید کل (TFC) با تنش کم آب افزایش یافته و با تنش شدید آب کاهش یافته است. در گیاهان مستقیم بذر تلقیح شده با سودوموناس ، تنش آب خفیف در مقایسه با شرایط آبیاری شده 11٪ TPC را افزایش داد. در مقایسه با تیمار چشمه آب ، 54 درصد افزایش در TFC با استرس خفیف در گیاهان پیوند شده تحت تیمار  با سودوموناس مشاهده شد. تراگیاهی  و سودوموناس به منظور کاهش اثرات سوء تنش آبی بر صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی ذرت نتیجه گرفت.
 
کلمات کلیدی: روش کشت ، به کارگیری سودوموناس ،  میزان آب نسبی ، مالون د آادهید ، فنل
 
 
 
 
 
نیتریک اکسید تحمل شوری پایه های گلابی پیرودوارف (Pyrus communis )را با تنظیم محتوای پلی آمین ها بهبود می بخشد
 
مهری یوسفی1 ، لطفعلی ناصری1* و فریبرز زارغ نهندی2
1.گروه  علوم باغبانی ، دانشگاه ارومیه ، ارومیه، ایران
2.  گروه  علوم باغبانی، دانشکده کشاورزی ، دانشگاه تبریز ، تبریز ، ایران
 
* عهده دارمکاتبات : l.naseri@urmia.ac.ir
 
چکیده فارسی
 
نیتریک اکسید مولکول سیگنال دهی درون زاد که در فرآیندهای فیزیولوژیکی متعدد و واکنش های تنش در گیاهان درگیر است. در این تحقیق، پایه های گلابی پیرودوارف (Pyrus communis) در محلول غذایی هوگلند رشد داده شدند تا اثرات کاربرد سدیم نیتروپروساید (SNP) به عنوان رهاکننده نیتریک اکسید (NO) در سطوح 0، 1/0، 5/0 و 1 میلی مولار روی تحمل شوری گیاهان، محتوای پلی آمین های اصلی، واکنش های فیزیولوژیکی و فعالیت آنزیم های کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز تحت شرایط تنش شوری کلریدسدیم در غلظت های 0، 50، 100 و 150 میلی مولار بررسی شود. اعمال تیمار نیتریک اکسید به طور معنی داری محتوای نیتریک اکسید درون زاد برگ ها، ارتفاع پایه های گلابی و محتوای نسبی آب برگ ها را افزایش داد و منجر به کاهش محتوای مالون دی آلدئید شد. تنش کلریدسدیم محتوای پوتریسین و اسپرمین را افزایش داد. اعمال تیمار نیتریک اکسید منجر به افزایش بیشتر محتوای اسپرمین در برگ های گیاهان تحت تنش کلریدسدیم گردید. محتوای پرولین و فعالیت آنتی اکسیدانی در پایه های گلابی تحت تنش کلریدسدیم افزایش یافت و تیمار نیتریک اکسید محتوای پرولین و فعالیت آنتی اکسیدانی را در گیاهان در معرض تنش کلریدسدیم بیشتر افزایش داد. فعالیت آنزیم های کاتالاز و پراکسیداز تحت تنش کلریدسدیم در گیاهان افزایش یافت و اعمال تیمار نیتریک اکسید منجر به افزایش بیشتر فعالیت آنزیم های کاتالاز و پراکسیداز گردید. اعمال تیمار نیتریک اکسید منجر به افزایش محتوای اسپرمین در برگ هاگردید و گیاهانی با محتوای اسپرمین بالاتر، فعالیت آنتی اکسیدان و محتوای پرولین بیشتری تحت تنش شوری داشتند که نشان دهنده اثرات سودمند تیمار نیتریک اکسید تحت شرایط تنش شوری است. نیتریک اکسید تحمل شوری و فعالیت آنتی اکسیدانی پایه های گلابی پیرودوارف را با تنظیم محتوا و نسبت پلی آمین های اصلی گیاه افزایش داد.
 
کلمات کلیدی: کلرید سدیم ، نیتریک اکسید ، گلابی ، پلی آمین ها ، پایه        
 
 
 
 
 
اثرات پرایمینگ با اسید سالیسیلیک بر صفات جوانه زنی بادرشبویه
 (Dracocephalum moldavica L.) تحت تنش شوری
 
فاطمه شیخ ابوالحسنی و پرتو روشندل *
گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد
 
* عهده دارمکاتبات: roshandel@sku.ac.ir
 
چکیده فارسی
 
به منظور ارزیابی اثرات پرایمینگ بذر با اسید سالیسیلیک (صفر، 2، 10 و 20 میلی مولار) در افزایش مقاومت به شوری (صفر، 50، 100، 150 و 200 میلی مولار کلرید سدیم) گیاه دارویی بادرشبویه (Dracocephalum moldavica) در هنگام جوانه زنی بذر، آزمایشی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار انجام گرفت. پارامترهای مورد ارزیابی مشتمل بود بر درصد و سرعت جوانه زنی، طول و وزن خشک، پراکسیداسیون لیپیدی، نشت الکرولیتها و فعالیت کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و گایاکول پراکسیداز در دانه رستها. نتایج آشکار کرد که مقادیر صفات جوانه زنی با افزایش درجات شوری، افزایش معنی دار یافت. با این وجود، پرایمینگ بذر با اسید سالیسیلیک (2 میلی مولار) اثرات نامطلوب شوری درD. moldavica  را به طور معنی دار تخفیف داد. تحت شوری و در این سطح از پرایمینگ با اسید سالیسیلیک، درصد جوانه زنی تا 24 و 75 درصد در  شوری 100 و 150 میلی مولار ، در مقایسه با تنش شوری تنها، افزایش یافت. همچنین، سرعت جوانه زنی با پرایمینگ اسید سالیسیلیک تا 2/9 درصد در کلرید سدیم 100 میلی مولار و تا دو برابر در کلرید سدیم 150 میلی مولار افزایش یافت. مقادیر وزن خشک (1/9 + درصد در شوری 100 میلی مولار و 8+ برابر در شوری 150 میلی مولار) و طول دانه رست (5/12+ درصد در شوری 100 میلی مولار و 1/15+ درصد در شوری 150 میلی مولار) توسط پرایمینگ اسید سالیسیلیک در مقایسه با دانه رستهایی که فقط در معرض تنش شوری قرار گرفته بودند، افزایش یافت. پرایمینگ اسید سالیسیلیک فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدان را افزایش داد در حالی که سطح پراکسیداسیون لیپیدی و نشت یونها در دانه رستهای D. moldavica کاهش یافت. به عنوان نتیجه گیری می توان گفت اسید سالیسیلیک با کاهش اثرات مضر تنش اکسیداتیو، جوانه زنی بذر D. moldavica را تحت تنش شوری بهبود بخشید.
 
کلمات کلیدی: سیستم آنتی اکسیدانی، پرایمینگ هورمونی، بادرشبو، تنش اکسیداتیو
 
 
 
 
 
 
 
 
امکان جایگزینی اوره با کاربرد کود نانو کلاتهنیتروژن در باغ زیتون     (Olea europaea L.)
 
زهره روحی ویشکایی[1] ، علی سلیمانی1* ، محمود قاسم نژاد2 و اکبر حسنی3
1. گروه علوم باغبانی ، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
2. گروه علوم باغبانی ، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران
3. گروه خاکشناسی ،دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
 
* عهده دارمکاتبات : asoleimani@znu.ac.ir
 
چکیده فارسی
نیتروژن عنصر مهمی در زندگی یک گیاه است. طیف گسترده‌ای از ترکیبات حاوی نیتروژن در بازارهای جهانی با فرمولاسیون‌ها و کارایی‌های مختلف موجود است. اوره در بیشتر برنامه‌های کودی وجود دارد، با این حال محصولات نانو نیتروژن در حال محبوبیت هستند، اگرچه فقط اطلاعات محدودی در مورد کارآیی مزرعه آن‌ها وجود دارد. بنابراین، این مقاله به بررسی کاربرد محلول‌پاشی با دو منبع نیتروژن (اوره و کود نانو کلات نیتروژن) روی درختان زیتون 15 ساله رقم "زرد" می پردازد. کودها در مرحله تورم جوانه، قبل از شکوفایی گل‌آذین، مرحله سخت شدن هسته میوه و بعد از برداشت میوه کنسروی، در غلظت 21/2 (U1) و 95/2 (U2) گرم اوره، 6 (nano-N1) و 8 (nano-N2)  گرم نانو کلات نیتروژن، منطبق با 02/1 گرم (U1 and nano-N1) ، و 36/1 گرم (U2 and nano-N2) نیتروژن خالص در لیتر استفاده شد. نتایج نشان داد که تیمار nano-N1 باعث افزایش تشکیل میوه شد. با این‌وجود، کارایی عملکرد میوه با استفاده از U1 در هر دو سال افزایش یافت. صفات کیفی میوه به طور عمده تحت تأثیر تیمار U1 قرار گرفت. محتوای عناصر معدنی، کلروفیل و کربوهیدرات برگ‌ها در طی تابستان و پاییز تحت تأثیر تیمارهای نیتروژن قرار گرفتند. بیشترین مقدار درصد روغن بوسیله تیمار nano-N2 حاصل شد. با این وجود، عملکرد روغن با افزایش عملکرد میوه در نتیجه استفاده از U1 افزایش یافت. به نظر می‌رسد که اوره به دلیل جذب سریع در مقایسه با آزاد سازی تدریجی نانو نیتروژن مواد مغذی مورد نیاز در طی فصل رشد را فراهم کرد به ویژه در سال اول عملکرد و مقدار عناصر معدنی برگ بهبود یافت. با این حال، در سال دوم، هر دو نوع کود منجر به بهبود وضعیت مواد معدنی شدند. کار فعلی اولین گزارش در خصوص کاربرد نانو کلات نیتروژن و استفاده از آن به صورت محلول‎‌پاشی در درختان زیتون می‌باشد. بنابراین تحقیقات بیشتر جهت استفاده در باغ‌های زیتون توصیه می شود.
 
کلمات کلیدی: محلول‌پاشی برگی، عناصر معدنی، نانو تکنولوژی،  Olea europeae L., 
 
 
 
 
 
 
اثرات سمیت بقایای گیاهی سیاهدانه (Nigella sativa)، بادرشبو (Dracocephalum moldavica)، شوید (Anethum graveolens) و سویا (Glycin max) بر سبز شدن و استقرار گندم (Triticum aestivum)
 
سینا فلاح*1، زهرا علی­محمدی1، ظهراب اداوی2، مجتبی کریمی1
1.دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
2.دانشکده کشاورزی، دانشگاه پیام نور، اصفهان، ایران
 
* عهده‎دار مکاتبات: falah1357@yahoo.com
 
 
چکیده فارسی
 
اثرات دگرآسیبی بقایای گیاهی یک موضوع مهم در بهینه­سازی سیستم­های تناوب زراعی است. اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﺮرﺳﯽ اﺛﺮات دگرآسیبی بقایای چهار ﮔﯿﺎه سویا (Glycin max)، سیاهدانه (Nigella sativa)، شوید (Anethum graveolens) و بادرشبو (Dracocephalum moldavica) ﺑﺮ ﺟﻮاﻧﻪزﻧﯽ و رﺷﺪ گندم (Triticum aestivum) در سیستم­های زراعی مختلف انجام شد. نتایج نشان داد که استفاده از کود آلی برای محصولات زراعی قبلی باعث کاهش اثرات مسمومیت گیاهی بر میزان سطح برگ، طول و وزن خشک ریشه گندم می­شود و میزان کلروفیل a، کلروفیل b و کاروتنوئیدهای برگ گیاهچه گندم را تحت تأثیر قرار می­دهد. در حضور بقایای گیاهی طول و وزن خشک ریشه گندم در مقایسه با اندام­های هوایی بیش­تر تحت تأثیر اثرات منفی قرار گرفت. بیش­ترین بازدارندگی آللوپاتی برای گندم کشت شده در بقایای گیاه سیاهدانه مشاهده شد، اما بقایای سویا، شوید و بادرشبو نیز به طور بالقوه اثر بازدارندگی نشان دادند. می­توان نتیجه گرفت که در اکوسیستم­های زراعی که گندم پاییزه در تناوب زراعی است بایستی از کشت آن در شرایط وجود بقایای گیاه سویا، سیاهدانه، بادرشبو و شوید خودداری کرد. انجام خاکورزی در چنین شرایطی ممکن است به دلیل اثرات آللوپاتی گیاهان قبلی از نظر زراعی مناسب نباشد.
 
کلمات کلیدی: دگرآسیبی، گیاه دارویی، رنگدانه فتوسنتزی، سمیت گیاهی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اثر نیتروپروساید سدیم و اسید سالیسیلیک بر کاهش فعالیت آنزیم­های آنتی اکسیدانت در سویا
 
لیلا اعلم1، محمد صدقی*2، امید سفالیان3
1 کارشناس ارشد علوم و تکنولوژی بذر، دانشگاه تبریز
3و 2عضو هیأت علمی گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی
* عهده دارمکاتبات m_sedghi@uma.ac.ir
 
 
چکیده فارسی
 
به منظور بررسی اثر اسید سالیسیلیک و نیتروپروساید سدیم بر جوانه­زنی و فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانت سویا در شرایط تنش اکسیداتیو ناشی از آب اکسیژنه، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. عوامل آزمایش شامل پیش تیمار با اسید سالسیلیک در دو سطح (0 و 1 میلی مولار)، سدیم نیتروپروساید در سه سطح (0، 30 و 60 میکرو مولار) و آب اکسیژنه در سه سطح (0، 50 و 100 میکرو مولار) بودند. نتایج نشان داد که بالاترین درصد جوانه­زنی به میزان 67/97 % مربوط به استفاده از اسید سالیسیلیک به میزان 1 میلی مولار، بدون نیتروپروساید سدیم و آب اکسیژنه بود که 6% نسبت به شاهد افزایش نشان داد و بیش­ترین سرعت جوانه­زنی به میزان 72/0 در تیمار 1 میلی مولار اسید سالیسیلیک و 60 میکرو مولار سدیم نیتروپروساید و عدم کاربرد آب اکسیژنه بود که 63/6 درصد نسبت به شاهد افزایش نشان داد.  بیش­ترین میزان فعالیت سوپر اکسید دیسمیوتاز (17/89 units mg -1 protein ) در اثر متقابل دو جانبه نیتروپروساید سدیم و آب اکسیژنه از تیمار کاربرد 100 میکرو مولار آب اکسیژنه و عدم کاربرد نیتروپروساید سدیم به دست آمد. در نتیجه تنش اکسیداتیو موجب افزایش فعالیت همه آنزیم­های آنتی اکسیدانت شد، ولی کاربرد SNP توانست با کاهش فعالیت این آنزیم­ها از شدت تنش بکاهد.
 
کلمات کلیدی: سویا، جوانه­زنی، پراکسید هیدروژن، تنش اکسیداتیو، کاتالاز